السيد الخميني
نامه هاى اخلاقى عرفانى 127
دروس تفسير سوره حمد ، جهاد اكبر يا مبارزه با نفس ( نامه هاى اخلاقى - عرفانى ) ( موسوعة الإمام الخميني 50 ) ( فارسى )
تعالى - وارد نيستى ، اين سيلىهاى طاقتفرسا را كه مىخورى براى آن است كه فرزند منى و به حسب فرهنگ غرب و شرق بايد من و هر كس به من نزديك و به ويژه تو كه از هر كس نزديكترى مورد تهمت و آزار و افتراء واقع شود . در حقيقت ، جرم تو اين است كه فرزند منى و اين در نظر آنان كم جرمى نيست ، البته بالاتر از اينها هم بايد بگويند و خواهند گفت و بايد منتظر و مهيا باشى ، اما اگر ايمان و اعتقاد به حق تعالى داشته باشى و اعتماد به حكمت و رحمت بىپايان او بكنى ، خواهى اين تهمتها و افتراها و آزارهاى بىپايان را تحفهاى از دوست براى سركوب نفسانيت خود بدانى و ابتلايى و امتحانى است الهى براى خالص كردن بندگان خود . پس سيلىها را بخور و شكر خداوند را به جا آور كه چنين عنايتى فرموده و آرزوى بيشتر بكن . پسر عزيزم ! بارها به من گفتى كه دربارهء تو صحبتى كه دال بر تبرئه تو از اين تهمتها است نكنم و اين را براى اسلام و مصلحت جمهورى اسلامى گفتى ، لكن من اگر در اين ورقه بر خلاف آنچه گفتى دربارهء تو چيزى بگويم براى اداى تكليف الهى است كه يك نفر مسلمان يا بندهء خدا براى من ، مورد اين همه تهمت و آزار باشد و من آنچه مىدانم دربارهء او نگويم . من خداى قاهرِ حاضرِ منتقمِ را شاهد مىگيرم كه احمد از آن روزى كه در كمك اينجانب در بيرونى مشغول ادارهء امور من بوده تا الآن كه اين ورقه را مىنويسم قدمى يا قلمى بر خلاف گفتار و نوشتار من بر نداشته و با وسواس عجيب در كليهء گفتارهاى من يا نوشتههاى من سعى نموده كه حتى يك كلمه ، بلكه گاهى يك حرف را كه به نظر او محتاج به اصلاح است بدون اذن من تصرف نكند . من در نوشته و گفتارهايى كه دارم به او و بعض اعضاى دفتر - حفظهم اللَّه - و به اشخاصى كه متكفّل رسانهها بودهاند و هستند اجازه دادم كه